تعاملSamspelبازگشت به سایت
مقاله

مهاجران افغانستانی و آزمون عدالت در ایران

مهاجران افغانستانی و آزمون عدالت در ایران
بیش از چهار دهه است که مهاجران افغانستانی بخشی جدایی‌ناپذیر از جامعه ایران‌اند؛ مردمانی که بسیاری از آنان نه برای انتخاب زندگی بهتر، بلکه برای نجات جان خود از جنگ، ناامنی، اشغال، خشونت و فروپاشی سیاسی به ایران پناه آوردند. آنان به کشوری آمدند که با آن زبان، تاریخ، فرهنگ و دین مشترک داشتند و طبیعی بود که انتظار داشته باشند در این سوی مرز، دست‌کم با کرامت بیشتری زندگی کنند. اما چهار دهه حضور مهاجران افغانستانی در ایران، بیش از آنکه به داستان ادغام، امنیت و برخورداری تدریجی از حقوق تبدیل شود، برای بخش بزرگی از آنان به روایت طولانی بلاتکلیفی بدل شده است. افغانستانی‌ها سال‌ها در دشوارترین بخش‌های اقتصاد ایران کار کرده‌اند. از ساختمان‌سازی و کشاورزی تا کوره‌های آجرپزی، خدمات شهری و مشاغلی که اغلب با سختی فراوان و امنیت شغلی اندک همراه بوده‌اند. رد پای نیروی کار افغانستانی را می‌توان در ساخت‌وساز بسیاری از شهرهای ایران دید، اما همان کارگری که سهمی در ساختن شهر داشته، اغلب سهم اندکی از حقوق شهروندی و حمایت اجتماعی برده است. این شاید یکی از آشکارترین تناقض‌های سیاست مهاجرتی در ایران باشد: نیروی کار مهاجر پذیرفته می‌شود، اما خود مهاجر نه. سال‌ها کار، زندگی و حتی تولد نسل‌های جدید در ایران نیز نتوانسته است برای بسیاری از خانواده‌های افغانستانی امنیت حقوقی پایداری ایجاد کند. کودکانی در ایران متولد شده‌اند، در کوچه‌های همین شهرها بزرگ شده‌اند، فارسی را با همان لهجه همکلاسی ایرانی خود سخن گفته‌اند و جز ایران خانه دیگری را از نزدیک ندیده‌اند؛ اما همچنان ممکن است با مانعی مواجه شوند که به آنان یادآوری کند در نگاه نظام اداری، هنوز «دیگری» هستند. مسئله فقط اقامت نیست. مسئله کیفیت زندگی انسانی است. وقتی یک خانواده برای ثبت‌نام فرزندش در مدرسه، دریافت برخی خدمات، اجاره مسکن، اشتغال قانونی، امور بانکی، مالکیت یا حتی ساده‌ترین فرایندهای اداری با محدودیت‌های پی‌درپی روبه‌رو می‌شود، دیگر نمی‌توان مشکل را صرفاً «مسئله مهاجرت» نامید. سخن از ساختاری است که انسانی را به دلیل ملیت خود، سال‌ها در وضعیت ناپایدار نگه می‌دارد. تلخ‌تر آنکه مهاجران افغانستانی بارها در مقاطع حساس تاریخی در کنار جامعه ایران حضور داشته‌اند. در سال‌های جنگ ایران و عراق، شماری از آنان در جبهه‌ها جنگیدند و پس از جنگ نیز نیروی کار مهاجر در بازسازی و توسعه شهری ایران سهمی انکارناپذیر داشت. سال‌ها بعد، گروهی دیگر از جوانان افغانستانی در جنگ سوریه در قالب نیروهای فاطمیون حضور یافتند. درباره شرایط جذب آنان، انگیزه‌های اقتصادی، وضعیت اقامت خانواده‌ها و وعده‌هایی که به برخی از این نیروها داده شد، سال‌هاست پرسش‌های جدی مطرح است. فارغ از روایت‌های رسمی، یک واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت: بار دیگر بخشی از جوانان یک جامعه مهاجر و آسیب‌پذیر، هزینه منازعه‌ای را پرداختند که تصمیم‌گیرندگان اصلی آن نبودند. بسیاری کشته شدند، بسیاری آسیب دیدند و خانواده‌هایی باقی ماندند که علاوه بر سوگ، با همان نگرانی‌های پیشین درباره اقامت، فقر و آینده فرزندان خود روبه‌رو بودند. سقوط دولت جمهوری افغانستان و بازگشت طالبان در سال ۲۰۲۱ نیز فصل تازه‌ای از این بحران را گشود. ده‌ها هزار نفر، از فعالان مدنی و خبرنگاران گرفته تا نظامیان پیشین، زنان، دانشجویان و شهروندان عادی، بار دیگر ناچار شدند خانه خود را ترک کنند. ایران، به دلیل هم‌مرزی و پیوندهای تاریخی، یکی از نخستین پناهگاه‌های طبیعی آنان بود. اما کسی که از ترس زندان، انتقام، سرکوب یا مرگ گریخته است، بیش از هر چیز به امنیت نیاز دارد؛ نه به ترس دائمی از بازداشت و بازگردانده‌شدن به همان جایی که از آن گریخته است. در سال‌های اخیر، هم‌زمان با تشدید مشکلات اقتصادی و اجتماعی در ایران، مهاجران افغانستانی بیش از گذشته هدف خشم عمومی و برخی روایت‌های رسانه‌ای قرار گرفته‌اند. گاه از آنان به‌عنوان عامل بیکاری، جرم، کمبود مسکن یا فشار بر خدمات عمومی یاد می‌شود؛ روایتی ساده و خطرناک که پیچیده‌ترین بحران‌های اقتصادی و مدیریتی کشور را به حضور یک جمعیت آسیب‌پذیر تقلیل می‌دهد. نقد سیاست مهاجرتی یک حق است؛ نفرت از مهاجر، نه. هر کشوری حق دارد مرزهای خود را مدیریت کند، درباره ظرفیت پذیرش مهاجر تصمیم بگیرد و قوانین روشن مهاجرتی داشته باشد. اما هیچ دولتی نمی‌تواند مدیریت مهاجرت را به معنای تحقیر انسان‌ها، مجازات جمعی، برخورد تبعیض‌آمیز یا سلب کرامت آنان تعریف کند. نباید فراموش کرد که «مهاجر افغانستانی» یک عنوان کلی برای میلیون‌ها زندگی متفاوت است. پشت این عنوان، کودکی ایستاده که می‌خواهد درس بخواند؛ کارگری که صبح زود برای تأمین خانواده‌اش از خانه بیرون می‌رود؛ مادری که نگران آینده فرزندانش است؛ دانشجویی که رؤیای دانشگاه دارد؛ هنرمندی که می‌خواهد دیده شود و جوانی که نمی‌خواهد تمام هویت او در یک مدرک اقامت خلاصه شود. یکی از دردناک‌ترین مقایسه‌ها برای بسیاری از افغانستانی‌ها زمانی شکل می‌گیرد که سرنوشت بستگان و دوستان خود را در کشورهای دیگر می‌بینند. کسانی که شاید سال‌ها در ایران زندگی کرده‌اند، اما هرگز افق روشنی برای اقامت پایدار نداشته‌اند، پس از مهاجرت به برخی کشورهای دیگر می‌توانند از مسیرهای قانونی مشخص به اقامت دائم و سپس تابعیت برسند. این به معنای بی‌نقص بودن آن جوامع نیست. تبعیض در بسیاری از کشورهای جهان وجود دارد. تفاوت اساسی، وجود چشم‌اندازی حقوقی برای خروج از وضعیت دائمی «مهاجر موقت» است. هیچ انسانی نباید پس از بیست یا سی سال زندگی در یک کشور همچنان هر سال از خود بپرسد: آیا سال آینده نیز اجازه دارم اینجا بمانم؟ چهار دهه زمان کمی نیست. در این مدت، کودکان به بزرگسال تبدیل شده‌اند، خانواده تشکیل داده‌اند و نسل تازه‌ای به دنیا آمده است. دیگر نمی‌توان حضور میلیون‌ها افغانستانی را صرفاً پدیده‌ای موقت دانست و با سیاست‌های کوتاه‌مدت، مقطعی و امنیتی با آن برخورد کرد. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به یک سیاست مهاجرتی روشن، عادلانه و انسانی نیاز دارد؛ سیاستی که میان مهاجرت قانونی و غیرقانونی تفاوت بگذارد، اما کرامت انسان را در هر دو حالت حفظ کند؛ برای کودکان حق آموزش را تضمین کند؛ از استثمار نیروی کار جلوگیری کند؛ مسیر مشخصی برای اقامت بلندمدت ایجاد کند و برای کسانی که دهه‌ها در ایران زندگی کرده‌اند، امکان تبدیل‌شدن به عضوی قانونی و پایدار از جامعه را فراهم آورد. مسئله مهاجران افغانستانی فقط مسئله افغانستانی‌ها نیست. این مسئله، آزمونی برای جامعه ایران است. آزمونی که نشان می‌دهد ما انسان را چگونه تعریف می‌کنیم: بر اساس گذرنامه‌اش یا بر اساس کرامت ذاتی او؟ تاریخ تنها شعارهای دولت‌ها را به خاطر نمی‌سپارد؛ رفتار آنان با ضعیف‌ترین، بی‌پناه‌ترین و کم‌صداترین گروه‌های جامعه را نیز ثبت می‌کند. روزی درباره این چهار دهه قضاوت خواهد شد. آن روز، پرسش ساده خواهد بود: با مردمی که از جنگ گریختند، سال‌ها کار کردند، در همین سرزمین فرزند بزرگ کردند و بخشی از عمر خود را در ایران گذاشتند، چگونه رفتار شد؟ پاسخ به این پرسش را نه سخنرانی‌ها، بلکه زندگی واقعی میلیون‌ها انسان خواهد داد
دیدگاه خوانندگان

نظر شما درباره این مطلب

در حال دریافت دیدگاه‌ها...

ارسال دیدگاه

دیدگاه پس از بررسی مدیر روی سایت نمایش داده می‌شود.

با ارسال دیدگاه، نام و متن شما برای بررسی مدیر ذخیره می‌شود. حریم خصوصی

بازگشت به مقالات