جدال بی حاصل

این روزها در فضای مجازی، پستهای بیمایه، تفرقهانگیز و گاهی آکنده از عقده و تعصب، دستبهدست میشود. عدهای انگشتشمار، چه از میان سادات و چه غیرسادات، چنان شمشیر از نیام کشیده و مقابل هم گارد گرفتهاند که گویی افراسیاب گرز میکوبد و قرار است سرنوشت یک ملت در این جدالهای فیسبوکی رقم بخورد!
خدا باعث و بانی این تعصبات و دشمنیهای بیحاصل را لعنت کند. قریب به پنجاه سال است که این هیاهو، به شکلهای مختلف، از سوی عدهای معدود در دو سوی قضیه کش داده میشود. جالب اینجاست که اگر چهرههای اصلی و میدانداران این دعوا را سرجمع کنیم، شاید شمارشان به انگشتان دو دست هم نرسد؛ اما عدهای بیخبر از اصل ماجرا، از سر احساسات، بیکاری یا تأثیرپذیری از فضای مجازی، وارد این معرکه میشوند و چنان بیخلطه فیر میکنند که بیا و ببین!
واقعیت را باید همانگونه که هست دید؛ نه آن چند سیدی که علیه هزارهها گارد گرفتهاند نماینده همه ساداتاند و نه آن چند هزارهای که افراطیتر و تندتر از آنان موضع میگیرند نماینده جامعه هزاره.
هیچ قومی را نمیشود با چند آدم پرسر و صدا سنجید.
بسیاری از این جنجالها ریشه در عقدهها و خصومتهای شخصی دارد؛ عقدههایی که حالا لباس قوم و تبار پوشیدهاند و در فضای مجازی مشتری پیدا کردهاند. هرچه بیشتر جوابشان بدهیم، بیشتر دیده میشوند و هرچه بیشتر بازنشرشان کنیم، بیشتر گمان میکنند حرف مهمی برای گفتن دارند.
گاهی بهترین پاسخ، پاسخ ندادن است.
این جماعت را به حال خودشان بگذارید. وقتی بازارشان بیرونق شود و کسی برای جنجالهایشان کف نزند، بسیاریشان خودبهخود خاموش میشوند. نباید اجازه داد چند صدای افراطی، روابط یک جامعه را مسموم کند و میان مردمی که سالها در کنار هم زیستهاند دیوار بکشد.
امروز دردهای مهمتری داریم و مسائل جدیتری پیش روی ماست. کلیت جامعه تشیع با تهدیدها و نگرانیهایی روبهروست که عقل و مسئولیت حکم میکند به جای صرف کردن انرژیمان در این نزاعهای فرسایشی، برای آنها چارهای بیندیشیم.
سید و هزاره پیش از آنکه گرفتار این نامها و مرزبندی ها شوند، سالها در یک جغرافیا، با دردهای مشترک و سرنوشتهای بههمگرهخورده زندگی کردهاند. چرا باید اجازه بدهیم چند آدم تندرو، از هر طرف که باشند، برای میلیونها انسان تعیین تکلیف کنند و میانشان نفرت بکارند؟
اختلاف نظر همیشه بوده و خواهد بود؛ اما اختلاف نظر با نفرتپراکنی فرق دارد.
عاقلانهتر این است که هر سخن بیارزشی را شایسته پاسخ ندانیم و هر جنجالی را جدی نگیریم. جامعه ما به اندازه کافی درد و گرفتاری دارد؛ بیایید دستکم خودمان زخمی تازه بر زخمهای کهنهاش اضافه نکنیم. گاهی بیاعتنایی به کسانی که از تفرقه نان میخورند، رساترین پاسخی است که میتوان به آنان داد
نظر شما درباره این مطلب