تعاملSamspelبازگشت به سایت
مقاله

علامه امینی؛ مردی که عمرش را وقف غدیر کرد

روایتی از یک عمر پژوهش، عشق و دفاع از حریم ولایت

علامه امینی؛ مردی که عمرش را وقف غدیر کرد
بمناسبت سالروز رحلت مدافع حریم ولایت، علامه امینی در میان عالمان بزرگ شیعه، نام‌هایی هستند که تنها به یک شخصیت علمی اشاره نمی‌کنند؛ بلکه خود به نمادی از یک اندیشه، یک مجاهدت و یک جریان علمی تبدیل شده‌اند. علامه شیخ عبدالحسین امینی رحمه‌الله از همین چهره‌هاست؛ عالمی که نام او چنان با الغدیر درآمیخته که امروز یاد یکی، بی‌اختیار دیگری را نیز در ذهن زنده می‌کند. گویی «امینی» و «الغدیر» دو نام برای یک حقیقت شده‌اند. اگر بخواهیم عظمت علمی علامه امینی را بشناسیم، ناگزیر باید با الغدیر آشنا شویم؛ و اگر بخواهیم بدانیم یک عالم شیعی چگونه می‌تواند با ده‌ها سال تحقیق، سفر، نسخه‌شناسی، حدیث‌پژوهی و مراجعه به منابع مذاهب مختلف از واقعه غدیر و جایگاه امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام دفاع کند، باز یکی از روشن‌ترین پاسخ‌ها الغدیر است. این اثر فقط مجموعه‌ای درباره حدیث غدیر نیست؛ حاصل بخش بزرگی از عمر عالمی است که مسئله ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام را یک موضوع صرفاً تاریخی نمی‌دانست. برای او، غدیر حقیقتی زنده بود؛ حقیقتی که باید از لابه‌لای انبوه کتاب‌ها، نسخه‌های خطی، منابع حدیثی و متون تاریخی بیرون کشیده و با زبان علم و سند به نسل‌های بعد منتقل شود. الغدیر؛ کتابی برخاسته از دردِ مظلومیت علی علیه‌السلام یکی از انگیزه‌های اصلی علامه امینی در تألیف الغدیر، دفاع علمی از جایگاه امیرالمؤمنین علیه‌السلام و پاسخ به تحریف‌ها، شبهات و برداشت‌هایی بود که در طول تاریخ درباره مسئله امامت و ولایت شکل گرفته بود. او معتقد بود مظلومیت امیرالمؤمنین علیه‌السلام فقط به حوادث پس از رحلت رسول خدا صلی‌الله علیه و آله محدود نمانده است؛ بلکه بخشی از این مظلومیت در طول تاریخ، در نحوه روایت فضائل، تفسیر حوادث صدر اسلام و گاه در انکار یا کم‌رنگ کردن برخی حقایق ادامه یافته است. از همین رو، علامه تصمیم نگرفت تنها یک کتاب اعتقادی بنویسد و در آن دیدگاه شیعه را بیان کند. روش او دشوارتر بود: می‌خواست تا حد امکان از دل همان منابعی سخن بگوید که طرف مقابل نیز آنها را می‌پذیرد. این ویژگی یکی از مهم‌ترین امتیازات الغدیر است. علامه برای اثبات بسیاری از مطالب، به منابع حدیثی، تاریخی، رجالی و ادبی اهل‌سنت مراجعه می‌کند و تلاش دارد مسئله را بر پایه اسناد و نقل‌های پذیرفته‌شده در میراث اسلامی بررسی کند. به تعبیر نقل‌شده از خود او، پس از آن تحقیقات گسترده احساس می‌کرد برای حقانیت این باور «سند» فراهم شده است؛ آن‌چنان که در اصطلاح رایج عراقی گفته بود: مذهب ما «طاپو» شده است؛ یعنی برای ادعاهای خود سند و مدرک داریم.[۱] آغاز الغدیر؛ از خودِ حدیث غدیر علامه امینی جلد نخست الغدیر را از نقطه اصلی آغاز می‌کند: واقعه غدیر و حدیث غدیر. پس از پایان حج پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله، در مسیر بازگشت و در منطقه غدیر خم، پیامبر در حضور انبوه حاجیان سخنرانی کردند و درباره امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام فرمودند: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهٰذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ.» در نگاه شیعه، این سخن از روشن‌ترین نصوص بر ولایت و رهبری امیرالمؤمنین علیه‌السلام پس از رسول خداست. اما کار بزرگ علامه امینی تنها نقل این روایت نبود. او پرسید: این حدیث را چه کسانی نقل کرده‌اند؟ در چه کتاب‌هایی آمده است؟ چه تعداد از صحابه آن را روایت کرده‌اند؟ تابعین چگونه آن را نقل کرده‌اند؟ عالمان قرن‌های بعد چه برخوردی با آن داشته‌اند؟ آیا حدیث غدیر تنها در منابع شیعی ثبت شده یا در منابع گسترده اهل‌سنت نیز حضور دارد؟ نتیجه، پژوهشی کم‌نظیر شد. علامه در جلد نخست الغدیر نام ۱۱۰ نفر از صحابه پیامبر صلی‌الله علیه و آله را که حدیث غدیر از آنان نقل شده، گرد آورده است. در پژوهش‌های مبتنی بر الغدیر، همچنین نام ده‌ها تن از تابعین و صدها عالم و محدث قرون بعدی در سلسله ناقلان یا ثبت‌کنندگان این حدیث آمده است.[۲] اهمیت این کار در عددها خلاصه نمی‌شود. ارزش اصلی آن در این است که علامه تلاش کرد زنجیره حضور حدیث غدیر را در تاریخ علمی مسلمانان نشان دهد؛ از نسل صحابه و تابعین تا محدثان، مورخان و دانشمندان قرن‌های بعد. از این منظر، حدیث غدیر یک روایت حاشیه‌ای و محدود نیست؛ از احادیث بسیار مشهور و پرنقل در میراث اسلامی است. از حدیث تا ادبیات؛ غدیر در شعر عرب علامه پس از بررسی اسناد حدیث، به عرصه‌ای وارد می‌شود که در نگاه نخست شاید کمتر مورد انتظار باشد: شعر و ادبیات عرب. چرا شعر؟ زیرا شعر در تاریخ عرب فقط هنر نبوده است؛ بخشی از حافظه تاریخی جامعه عرب به شمار می‌رفته است. اگر شاعران نزدیک به عصر پیامبر و نسل‌های نخست اسلامی، واقعه‌ای را در شعر خود بازتاب داده باشند، این اشعار می‌توانند نشان دهند که آنان آن حادثه را چگونه فهمیده‌اند. علامه امینی از اشعار مرتبط با غدیر و امیرالمؤمنین علیه‌السلام آغاز می‌کند و سپس غدیریه‌سرایان را قرن به قرن دنبال می‌کند؛ شعر آنان را می‌آورد، شرح حالشان را بررسی می‌کند و جایگاه علمی و ادبی آنان را توضیح می‌دهد. از این جهت، الغدیر فقط یک کتاب حدیثی یا کلامی نیست؛ دایرةالمعارفی از حدیث، تاریخ، رجال، تراجم و ادبیات اسلامی نیز هست. علامه با بررسی شعرهای غدیری می‌کوشد نشان دهد که مسئله ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام چگونه در حافظه فرهنگی مسلمانان حضور داشته و شاعران مسلمان از قرن‌های نخست تا دوره‌های بعد، چگونه آن را بازتاب داده‌اند. پاسخ به شبهات؛ دفاعی که بر کتاب و سند تکیه داشت بخش دیگری از الغدیر به نقد آثاری اختصاص دارد که درباره شیعه، امامت و فضائل اهل‌بیت علیهم‌السلام مطالبی مطرح کرده‌اند که علامه آنها را نادرست یا خلاف اسناد تاریخی می‌دانست. برای نمونه، در جلد سوم بخش مهمی از نقدهای او متوجه برخی نوشته‌ها و شبهات درباره شیعه و امیرالمؤمنین علیه‌السلام است. کتاب منهاج السنة ابن‌تیمیه نیز از آثاری است که علامه بخش‌هایی از آن را به تفصیل مورد نقد قرار داده است.[۳] اما ویژگی مهم روش امینی این بود که در پاسخ به یک ادعا، تا حد امکان به شعار بسنده نمی‌کرد. کتاب در برابر کتاب؛ حدیث در برابر حدیث؛ رجال در برابر رجال؛ تاریخ در برابر تاریخ. این شیوه سبب شده است حتی کسی که با نتیجه‌گیری اعتقادی علامه موافق نباشد، نتواند به‌آسانی از حجم گسترده منابع و تتبع او عبور کند. در بخش‌هایی از جلدهای دیگر نیز موضوعاتی چون فضائل امیرالمؤمنین علیه‌السلام؛ مشروعیت زیارت پیامبر و اهل‌بیت علیهم‌السلام؛ توسل؛ برخی رسوم و سنت‌های مورد اختلاف؛ مسئله جعل حدیث؛ تاریخ خلافت و عملکرد برخی شخصیت‌های صدر اسلام، به بحث گذاشته می‌شود.[۴] یکی از دغدغه‌های بزرگ علامه؛ جعل حدیث یکی از مباحث قابل توجه الغدیر، مسئله وضع و جعل حدیث در تاریخ اسلام است. علامه نشان می‌دهد که جعل روایت، پدیده‌ای واقعی در تاریخ حدیث بوده و دانشمندان مسلمان از قرون نخست با مسئله راویان دروغگو و احادیث ساختگی روبه‌رو بوده‌اند. او فهرست بزرگی از افرادی را که در منابع رجالی به جعل حدیث یا دروغگویی متهم شده‌اند بررسی می‌کند و نمونه‌های فراوانی از روایات ساختگی را مورد بحث قرار می‌دهد. در گزارش‌هایی از مباحث الغدیر آمده است که علامه صدها راوی متهم به وضع حدیث را گرد آورده و تنها درباره ۴۳ نفر از آنان، آمار روایات منسوب به جعل به بیش از چهارصد هزار مورد می‌رسد.[۵] فارغ از بحث درباره شیوه محاسبه این ارقام، اصل پیام پژوهش علامه روشن است: هر روایتی تنها به دلیل اینکه در یک کتاب قدیمی نقل شده، قابل پذیرش نیست؛ حدیث باید از جهت سند، راویان، محتوا و شواهد تاریخی بررسی شود. این نگاه نشان می‌دهد که الغدیر تنها کتابی برای اثبات یک عقیده نیست؛ نمونه‌ای از تلاش گسترده برای نقد میراث تاریخی و حدیثی نیز به شمار می‌رود. نکته‌ای که گاه درباره الغدیر فراموش می‌شود ممکن است کسی با دیدن مباحث اعتقادی و نقدهای صریح علامه تصور کند که هدف الغدیر دامن زدن به اختلاف میان مسلمانان بوده است؛ اما نوشته‌های خود علامه تصویر دیگری نشان می‌دهد. او میان بحث علمی درباره عقاید و دشمنی میان مسلمانان تفاوت قائل بود. در مقدمه جلد پنجم الغدیر، در بحثی درباره روابط میان مذاهب اسلامی، تأکید می‌کند که اختلاف نظرهای مذهبی نباید پیوند برادری اسلامی را از میان ببرد و مسلمانان، با وجود اختلاف در اصول و فروع، در ایمان به خدا، پیامبر و اصل اسلام اشتراک دارند.[۶] این نکته در شناخت شخصیت امینی بسیار مهم است. او از باور خود کوتاه نمی‌آمد؛ از ولایت دفاع می‌کرد؛ نقد می‌نوشت و پاسخ می‌داد، اما دفاع علمی از تشیع را مساوی با نفرت‌پراکنی نمی‌دانست. شاید بتوان روش او را چنین خلاصه کرد: در عقیده محکم؛ در استدلال صریح؛ در پژوهش سخت‌گیر؛ و در روابط اسلامی آگاه به مرز میان نقد علمی و دشمنی مذهبی. هجده ساعت مطالعه در یک شبانه‌روز الغدیر پشت میز راحت و با چند کتاب محدود نوشته نشد. علامه برای یافتن منابع، به کتابخانه‌های متعدد سفر کرد. هند، سوریه و برخی دیگر از مراکز علمی و کتابخانه‌ای، بخشی از مسیر پژوهشی او بود. در نقلی از یکی از شاگردانش آمده است که علامه درباره برخی سفرهای علمی خود به هند و سوریه گفته بود گاه در شبانه‌روز هجده ساعت به مطالعه، نسخه‌برداری و یادداشت‌برداری می‌پرداخت.[۷] کسی که با پژوهش نسخه‌های خطی آشنا باشد، می‌داند این جمله چه معنایی دارد. نه تلفن همراهی برای عکس گرفتن از صفحات بود؛ نه نسخه دیجیتال؛ نه جست‌وجوی اینترنتی؛ نه پایگاه‌های حدیثی و کتابخانه‌های الکترونیکی امروز. برای پیدا کردن یک روایت، گاه باید صدها صفحه کتاب ورق زده می‌شد. برای دسترسی به یک نسخه خطی، شاید سفر به کشوری دیگر لازم بود. و اگر نسخه‌ای در اختیار یک کتابخانه شخصی قرار داشت، هیچ تضمینی نبود که مالک آن اجازه استفاده بدهد. بخشی از یادداشت‌های سفرهای پژوهشی علامه بعدها با عنوان «ثمرات الأسفار» شناخته شد و مجموعه منتشرشده آن نیز امروز در دسترس پژوهشگران قرار دارد.[۸] وقتی از الغدیر سخن می‌گوییم، در واقع از ده‌ها سال چنین جست‌وجویی سخن می‌گوییم. ربیع‌الابرار؛ وقتی یک کتاب به آرزو تبدیل می‌شود در میان خاطراتی که از زندگی علامه امینی نقل شده، ماجرای دستیابی او به نسخه‌ای از کتاب «ربیع‌الابرار» زمخشری جایگاه ویژه‌ای دارد. این داستان را باید به‌عنوان یک نقل مشهور از زندگی علامه خواند؛ نقلی که بیش از هر چیز میزان دلبستگی او به تحقیق و توسلش به اهل‌بیت علیهم‌السلام را نشان می‌دهد. بر اساس این نقل، علامه هنگام تألیف الغدیر به مطالبی از ربیع‌الابرار نیاز پیدا کرد. در آن روزگار نسخه این کتاب به آسانی در دسترس نبود و یکی از نسخه‌های مورد نیاز در کتابخانه‌ای شخصی قرار داشت. علامه از صاحب نسخه درخواست می‌کند کتاب را چند روز در اختیار او بگذارد؛ پذیرفته نمی‌شود. درخواست را از سه روز به دو روز کاهش می‌دهد؛ باز هم نتیجه‌ای نمی‌گیرد. می‌گوید حتی چند ساعت اجازه دهید در حضور خودتان کتاب را ببینم؛ باز پاسخ منفی است. بر اساس نقل مشهور، وساطت برخی بزرگان نیز نتیجه‌ای نمی‌دهد. برای محققی که ماه‌ها و سال‌ها به دنبال یک مأخذ بوده است، چنین لحظه‌ای بسیار سنگین است. علامه با ناراحتی به حرم امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌رود و از سر دلدادگی و خستگی، حال خود را با مولایش در میان می‌گذارد. آن شب، بنا بر آنچه از او نقل شده، امیرالمؤمنین علیه‌السلام را در خواب می‌بیند و حضرت به او می‌فرمایند: «إِنَّ جَوَابَ سُؤَالِكَ عِنْدَ وَلَدِيَ الْحُسَيْنِ.» پاسخ خواسته‌ات نزد فرزندم حسین است. علامه صبح راهی کربلا می‌شود. پس از زیارت سیدالشهدا علیه‌السلام، به حرم حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام می‌رود و پس از زیارت، در اطراف حرم می‌نشیند. در همین هنگام شیخ محسن ابوالحب، از خطیبان شناخته‌شده کربلا، او را می‌بیند و پس از احوال‌پرسی، به منزل خود دعوت می‌کند. علامه می‌پذیرد. در خانه، پیش از هر چیز سراغ کتابخانه را می‌گیرد. کتابخانه شیخ محسن مجموعه‌ای از کتاب‌های ارزشمند و نسخه‌های خطی داشت. علامه میان کتاب‌ها می‌گردد؛ کتابی را برمی‌دارد، دیگری را ورق می‌زند و ناگهان چشمش به عنوانی می‌افتد که مدت‌ها در جست‌وجوی آن بوده است: ربیع‌الابرار؛ همان کتاب گمشده. در نقل ماجرا آمده است که علامه با دیدن کتاب نتوانست اشک خود را نگه دارد. شیخ محسن علت گریه را می‌پرسد و علامه آنچه بر او گذشته بود، از جست‌وجوی کتاب تا توسل و رؤیای آن شب، برایش تعریف می‌کند. شیخ محسن نیز متأثر می‌شود. بر اساس همین نقل، او توضیح می‌دهد که این نسخه چنان ارزشمند است که برای در اختیار گرفتن یا خرید آن پیشنهاد مالی قابل توجهی شده بود، اما نپذیرفته بود. سپس قلم برمی‌دارد و کتاب را به علامه امینی هدیه می‌کند.[۹] فارغ از نگاه افراد به مسئله رؤیا و کرامت، یک چیز در این داستان انکارشدنی نیست: برای علامه امینی، پیدا کردن یک مأخذ علمی آن‌قدر اهمیت داشت که می‌توانست به مسئله‌ای بزرگ در زندگی او تبدیل شود. و شاید همین روحیه است که الغدیر را ساخته است. عالمی که کتاب برایش فقط کاغذ نبود. در زندگی علامه امینی، کتاب جایگاه عجیبی داشت. او فقط کتاب‌خوان نبود؛ با کتاب زندگی می‌کرد. مطالعه برایش یک برنامه اداری هشت‌ساعته نبود که ساعت مشخصی آغاز و پایان داشته باشد. وقتی ردّ یک حدیث، نام یک راوی یا نشانی یک نسخه را پیدا می‌کرد، ممکن بود ساعت‌ها آن را دنبال کند. شاید برای نسل امروز که هزاران کتاب با چند کلیک در دسترس قرار می‌گیرد، دشوار باشد تصور کند پژوهشگری برای دیدن یک نسخه باید از نجف به کشوری دیگر سفر کند؛ روزها در کتابخانه بنشیند؛ مطالب مورد نیاز را با دست بنویسد و سپس آنها را با ده‌ها منبع دیگر مقابله کند. اما پشت بسیاری از صفحات الغدیر چنین رنجی نهفته است. الغدیر را اگر فقط بخوانیم، یک مجموعه علمی دیده‌ایم؛ اما اگر بدانیم چگونه نوشته شده است، با یک عمر مجاهدت علمی روبه‌رو می‌شویم. چرا الغدیر ماندگار شد؟ کتاب‌های فراوانی درباره امیرالمؤمنین علیه‌السلام و واقعه غدیر نوشته شده‌اند، اما الغدیر جایگاه متفاوتی پیدا کرد. راز این ماندگاری را شاید بتوان در چند ویژگی دید: وسعت منابع؛ استفاده گسترده از آثار اهل‌سنت؛ بررسی سندی و تاریخی؛ توجه به رجال و راویان؛ ورود به ادبیات و شعر؛ پاسخ تفصیلی به شبهات؛ تتبع کم‌نظیر و پیگیری موضوع در طول قرن‌های اسلامی. علامه امینی نخواست تنها بگوید «غدیر حق است». او کوشید نشان دهد چرا چنین می‌گوید و اسناد این سخن را تا جایی که توان دارد پیش روی خواننده قرار دهد. همین ویژگی، تفاوت میان یک نوشته صرفاً خطابی و یک اثر ماندگار پژوهشی است. الغدیر؛ حاصل پیوند عقل و عشق شاید درباره شخصیت علامه امینی بیش از هر چیز باید به این نکته توجه کرد که در وجود او عشق و تحقیق از یکدیگر جدا نبودند. گاهی انسان عاشق است، اما تحقیق نمی‌کند. گاهی محقق است، اما موضوع پژوهش هیچ نسبتی با جان و دل او ندارد. در علامه امینی، این دو به هم رسیده بودند. او به امیرالمؤمنین علیه‌السلام عشق می‌ورزید، اما برای دفاع از آن حضرت تنها به شور عاطفی بسنده نکرد؛ کتاب خواند، سند یافت، سفر کرد، نسخه دید، رجال بررسی کرد، تاریخ مقایسه کرد و ده‌ها سال از عمر خود را پای این راه گذاشت. از این جهت شاید بزرگ‌ترین درس علامه امینی برای ما فقط محتوای الغدیر نباشد. روش او نیز درس است. اینکه عشق دینی اگر با علم همراه شود، می‌تواند اثری ماندگار بسازد. و علم اگر با اخلاص، باور و دغدغه حقیقت همراه باشد، از یک کار دانشگاهی و کتابخانه‌ای فراتر می‌رود و به رسالتی برای یک عمر تبدیل می‌شود. سخن پایانی؛ امینی رفت، اما الغدیر ماند . سال‌ها از رحلت علامه امینی می‌گذرد، اما نام او هنوز زنده است؛ نه فقط به این دلیل که عالمی بزرگ بود، بلکه چون بخشی از عمر خود را به اثری سپرد که بعد از او به زندگی ادامه داد. او روزی در کتابخانه‌ها به دنبال نسخه‌ها می‌گشت؛ امروز پژوهشگران در کتابخانه‌ها به دنبال الغدیر او می‌گردند. او برای یافتن یک سند کیلومترها سفر می‌کرد؛ امروز هزاران نفر سندهای گردآوری‌شده او را در اختیار دارند. او نگران بود که صدای غدیر در هیاهوی تاریخ کم‌رنگ شود؛ اما اثری نوشت که نام غدیر را در جهان علم و تحقیق بلندتر کرد. از این رو، شاید بتوان گفت بزرگ‌ترین یادگار علامه امینی تنها یازده جلد کتاب نیست. یادگار او یک روش است: برای دفاع از حقیقت، باید آن را شناخت؛ برای اثبات آن، باید سند آورد؛ برای پاسخ به شبهه، باید مطالعه کرد؛ و برای ساختن کاری ماندگار، باید حاضر بود بخشی از عمر را در راه آن هزینه کرد. نام علامه امینی با الغدیر گره خورده است و الغدیر با نام امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام. و چه افتخاری بالاتر از این برای عالمی که عمرش را در آستان ولایت گذاشت و حاصل سال‌های رنج و پژوهش خود را به دفاع از غدیر سپرد؟ یادداشت‌ها و منابع [۱] تعبیر «طاپو» و توضیح علامه درباره استناد به احادیث پیامبر و منابع اهل‌سنت، در خاطرات نقل‌شده از یکی از شاگردان او آمده است. همان منبع گزارشی از شیوه کار و سفرهای پژوهشی علامه نیز ارائه می‌کند. [۲] در جلد نخست الغدیر، ۱۱۰ تن از صحابه به‌عنوان ناقلان حدیث غدیر معرفی شده‌اند. برخی فهرست‌های برگرفته از تحقیقات علامه، ۸۴ تابعی و حدود ۳۶۰ عالم و محدث قرون بعد را نیز ذکر کرده‌اند. بنابراین عدد «۱۲۰ صحابی» که گاهی در نوشته‌ها دیده می‌شود، با فهرست مشهور الغدیر سازگار نیست. [۳] درباره نقد منهاج السنة ابن‌تیمیه در جلد سوم الغدیر و انتشار مستقل بخشی از این نقدها با عنوان نظرة فی کتاب منهاج السنة النبویة، نک: معرفی آثار و روش علامه امینی. [۴] گزارشی از شاگردان علامه، مباحث جلدهای سوم تا ششم را شامل پاسخ به شبهات علیه شیعه، بحث زیارت و برخی باورهای مورد اختلاف، جعل حدیث و بررسی تاریخ خلفا معرفی می‌کند. [۵] در گزارشی مستند به مباحث الغدیر، علامه حدود هفتصد راوی متهم به دروغ یا وضع حدیث را بررسی کرده و مجموع روایات منسوب به جعل برای ۴۳ تن از آنان بیش از چهارصد هزار مورد گزارش شده است. این ارقام باید در چارچوب شیوه شمارش و منابع رجالی مورد استفاده علامه فهمیده شود و بهتر است از تعبیر کلی «نیم میلیون حدیث جعلی موجود در همه کتاب‌های اهل‌سنت» پرهیز شود. [۶] علامه امینی در مقدمه جلد پنجم الغدیر تصریح می‌کند که اختلاف در عقاید و مباحث علمی و کلامی نباید رشته اخوت اسلامی را از میان ببرد و بر مشترکات مسلمانان در ایمان به خدا، پیامبر و اسلام تأکید می‌کند. [۷] گزارش «هجده ساعت مطالعه و یادداشت‌برداری در شبانه‌روز» در سفرهای هند و سوریه، از خاطرات نقل‌شده از یکی از شاگردان علامه است. [۸] ثمرات الأسفار إلی الأقطار مجموعه‌ای مرتبط با تحقیقات و دستاوردهای سفرهای علمی علامه امینی است که بعدها در مجموعه تکمیلی الغدیر نیز منتشر شده است. [۹] ماجرای دستیابی به نسخه ربیع‌الابرار زمخشری از طریق شیخ محسن ابوالحب، به صورت خاطره و نقل مشهور در شرح حال علامه آمده است. جزئیات نقل‌ها در برخی موارد متفاوت است؛ ازاین‌رو در متن حاضر، داستان با تعبیر «بر اساس نقل مشهور» آورده شده است، نه به‌عنوان واقعه‌ای که همه جزئیات آن مستقلاً از اسناد دست‌اول تاریخی اثبات شده باشد.
دیدگاه خوانندگان

نظر شما درباره این مطلب

در حال دریافت دیدگاه‌ها...

ارسال دیدگاه

دیدگاه پس از بررسی مدیر روی سایت نمایش داده می‌شود.

با ارسال دیدگاه، نام و متن شما برای بررسی مدیر ذخیره می‌شود. حریم خصوصی

بازگشت به مقالات