تعاملSamspelبازگشت به سایت
مقاله

عاشورا؛ آزمون، وفاداری و انتخاب

عاشورا؛ آزمون، وفاداری و انتخاب
نویسنده: جواد واعظی از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده است: «إِنَّ الْحُسَیْنَ مِصْبَاحُ الْهُدَى وَسَفِینَةُ النَّجَاةِ»؛ حسین علیه‌السلام چراغ هدایت و کشتی نجات است.[۱] این تعبیر کوتاه، جایگاه نهضت حسینی را در اندیشه اسلامی به‌روشنی نشان می‌دهد؛ نهضتی که پس از قرن‌ها همچنان زنده مانده و نسل‌های پیاپی را به تأمل در مفاهیمی چون ایمان، وفاداری، اختیار، مسئولیت و کرامت انسانی فراخوانده است. در میان رویدادهای منتهی به عاشورا، سخنان امام حسین علیه‌السلام در شب دهم محرم جایگاهی ویژه دارد. کاروان امام در محاصره سپاه دشمن بود و نشانه‌های نبردی سخت در روز پیش رو آشکار شده بود. با این همه، امام سخن خود را نه با شکایت و گلایه، که با حمد و سپاس پروردگار آغاز کرد و فرمود: «أُثْنِی عَلَى اللهِ أَحْسَنَ الثَّنَاءِ، وَأَحْمَدُهُ عَلَى السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ، اللَّهُمَّ إِنِّی أَحْمَدُکَ عَلَى أَنْ أَکْرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّةِ، وَعَلَّمْتَنَا الْقُرْآنَ، وَفَقَّهْتَنَا فِی الدِّینِ، وَجَعَلْتَ لَنَا أَسْمَاعاً وَأَبْصَاراً وَأَفْئِدَةً، فَاجْعَلْنَا مِنَ الشَّاکِرِینَ. أَمَّا بَعْدُ، فَإِنِّی لَا أَعْلَمُ أَصْحَاباً أَوْفَى وَلَا خَیْراً مِنْ أَصْحَابِی، وَلَا أَهْلَ بَیْتٍ أَبَرَّ وَلَا أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی، فَجَزَاکُمُ اللهُ عَنِّی خَیْراً. أَلَا وَإِنِّی لَأَظُنُّ أَنَّهُ آخِرُ یَوْمٍ لَنَا مِنْ هَؤُلَاءِ، أَلَا وَإِنِّی قَدْ أَذِنْتُ لَکُمْ، فَانْطَلِقُوا جَمِیعاً فِی حِلٍّ، لَیْسَ عَلَیْکُمْ مِنِّی ذِمَامٌ، هَذَا اللَّیْلُ قَدْ غَشِیَکُمْ فَاتَّخِذُوهُ جَمَلًا.»[۲] «خداوند را به بهترین ستایش می‌ستایم و او را در آسایش و سختی سپاس می‌گویم. خدایا، تو را سپاس می‌گویم که ما را به نبوت گرامی داشتی، قرآن را به ما آموختی، در دین آگاه ساختی و برای ما گوش‌ها، چشم‌ها و دل‌ها قرار دادی؛ پس ما را از شکرگزاران قرار ده. اما بعد؛ من یارانی باوفاتر و بهتر از یاران خود و خاندانی نیکوکارتر و پیونددارتر از خاندان خویش نمی‌شناسم. خداوند از جانب من به شما پاداش خیر عطا کند. آگاه باشید که گمان دارم این آخرین روز ما در برابر این گروه باشد. بدانید که من به شما اجازه رفتن داده‌ام؛ همگی آزادید و از جانب من پیمان و تعهدی بر عهده شما نیست. این شب شما را دربرگرفته است؛ آن را مرکب خویش سازید و در پناه تاریکی آن بروید.» همین آغاز، جلوه‌ای روشن از نگاه امام حسین علیه‌السلام به بندگی و نسبت انسان با خداوند است. شکرگزاری در این نگاه، تنها به هنگام آسایش و برخورداری معنا ندارد. ارزش شکر آن‌گاه آشکارتر می‌شود که انسان در میانه سختی‌ها نیز نعمت‌های الهی را از یاد نبرد شب عاشورا، با همه سنگینی و اضطرابی که بر آن سایه افکنده بود، برای امام فرصتی بود تا از نعمت‌هایی سخن بگوید که هیچ حادثه‌ای نمی‌توانست از او بگیرد: هدایت، قرآن و معرفت دینی. در شرایطی که بسیاری از داشته‌های ظاهری در معرض نابودی بود، امام از سرمایه‌هایی یاد کرد که ارزش آنها از ثروت، آسایش و امنیت فراتر می‌رود. انسان ممکن است روزی از سلامت، رفاه و آرامش برخوردار باشد و روزی دیگر با تنگنا، فقدان و دشواری روبه‌رو شود. عمق ایمان زمانی آشکار می‌شود که پیوند انسان با خداوند به روزهای گشایش محدود نماند. شکر در چنین موقعیتی، تنها بیان یک عبارت نیست؛ نوعی نگاه به زندگی است که انسان را به اعتماد و توکل می‌رساند و در دشوارترین لحظات نیز از فروپاشی درونی بازمی‌دارد. پس از حمد الهی، امام از یاران و خاندان خود با تعابیری کم‌نظیر یاد می‌کند و آنان را در وفاداری، نیکی و پیوند با یکدیگر می‌ستاید. این سخن، یکی از روشن‌ترین گواه‌های منزلت یاران عاشوراست. اصحاب امام حسین علیه‌السلام از نظر سن، تبار و پیشینه یکسان نبودند؛ پیر و جوان، عرب و غیرعرب و مردانی با تجربه‌ها و سرگذشت‌های متفاوت در میان آنان حضور داشتند. آنچه این جمع گوناگون را در کنار یکدیگر قرار داده بود، وفاداری به حقیقتی بود که شناخته و آگاهانه برگزیده بودند وفاداری زمانی ارزش حقیقی خود را نشان می‌دهد که با هزینه همراه باشد. پایبندی به باورها در روزگار آسایش دشوار نیست؛ اما هنگامی که ماندن بر سر یک عهد، آسایش، موقعیت، مال یا حتی جان انسان را به خطر می‌اندازد، استواری او محک می‌خورد. یاران امام حسین علیه‌السلام در چنین آزمونی قرار گرفتند. آنان می‌دانستند ماندن در کنار امام چه سرانجامی در پی خواهد داشت، اما انتخابشان را تغییر ندادند. همین وفاداری، نام آنان را در کنار نام سیدالشهدا علیه‌السلام در حافظه تاریخی شیعه ماندگار کرده است. این وفاداری تنها به اصحاب امام محدود نمی‌شد. خاندان آن حضرت نیز در همان آزمون دشوار حضور داشتند. ستایش امام از اهل‌بیت خویش نشان می‌دهد که پیوند خانوادگی در نگاه حسینی، تنها پیوند خون و عاطفه نیست؛ بلکه با نیکی، مسئولیت‌پذیری و همراهی معنا می‌یابد. همین نکته می‌تواند زمینه‌ای برای تأمل در جایگاه خانواده در زندگی امروز باشد. خانواده‌ای که پیوندهای آن تنها بر احساسات زودگذر استوار باشد، در برابر دشواری‌ها آسیب‌پذیر خواهد بود؛ اما حضور اخلاق، احترام متقابل، مسئولیت‌پذیری و باورهای مشترک، توان خانواده را برای عبور از بحران‌ها افزایش می‌دهد. بسیاری از آسیب‌های خانوادگی از زمانی آغاز می‌شود که یک اختلاف ساده از محدوده خود فراتر می‌رود و به بی‌احترامی، تحقیر یا شکستن حرمت خانواده‌های دو طرف می‌انجامد. مسئله‌ای کوچک، اگر با خویشتن‌داری و احترام مدیریت نشود، گاه به شکافی عمیق تبدیل می‌شود. آنچه در کربلا دیده می‌شود، پیوندی است که رنج و اندوه نیز آن را از هم نمی‌گسلد. عاطفه و نگرانی در میان اعضای خاندان امام حضور دارد، اما دشواری‌ها به سستی در عهد و همراهی نمی‌انجامد. پس از سخنان امام حسین علیه‌السلام، نکته‌ای دیگر در این بخش از روایت عاشورا آشکار می‌شود که اهمیت آن کمتر از وفاداری یاران نیست: آزادی در انتخاب. امام حسین علیه‌السلام بیعت را از یاران خود برداشت و به آنان اجازه داد در تاریکی شب راه خود را در پیش گیرند و از آن سرزمین دور شوند. امام نمی‌خواست کسی از سر اجبار، شرم یا ملاحظه در کنار او بماند. اهمیت وفاداری یاران درست در همین‌جا آشکارتر می‌شود؛ آنان امکان رفتن داشتند، اما ماندن را برگزیدند. همراهی‌شان نتیجه فشار و اجبار نبود، بلکه از شناخت و تصمیمی آگاهانه سرچشمه می‌گرفت. این معنا در تربیت دینی نیز اهمیتی بنیادین دارد. باور را نمی‌توان با زور در جان انسان نشاند. اجبار شاید بتواند رفتاری ظاهری ایجاد کند، اما لزوماً به ایمانی پایدار نمی‌انجامد. آموزه قرآنی «لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ» نیز بر جایگاه انتخاب و آگاهی در پذیرش باور دینی تأکید دارد.[۳] این مسئله به‌ویژه در تربیت نسل جدید اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اگر انتقال آموزه‌های دینی با تحقیر، تهدید یا خشونت همراه شود، چه‌بسا نتیجه‌ای خلاف انتظار به بار آورد. تربیت دینی بیش از هر چیز به گفت‌وگو، احترام، رفتار الگووار و فراهم ساختن زمینه فهم و انتخاب نیاز دارد. باوری که بر پایه شناخت شکل گرفته باشد، پایدارتر از رفتاری است که تنها در سایه فشار پدید آمده است. همین نگاه را می‌توان در برخورد با تفاوت‌های ظاهری و فرهنگی افراد نیز دنبال کرد. نوع پوشش، مدل مو یا سبک ظاهری یک جوان، به‌تنهایی نمی‌تواند معیاری برای داوری درباره ایمان و درون او باشد. چه‌بسا کسی که در ظاهر با الگوهای رایج یک محیط مذهبی فاصله دارد، در دل خود علاقه‌ای عمیق به معنویت و اهل‌بیت علیهم‌السلام داشته باشد. برخوردهای سخت‌گیرانه و تحقیرآمیز نه‌تنها همیشه به تقویت دینداری نمی‌انجامد، بلکه گاه فاصله انسان‌ها را با دین بیشتر می‌کند. در سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام، درِ بازگشت و دگرگونی به روی انسان بسته نیست و گذشته افراد بهانه‌ای برای محروم کردن آنان از فرصت هدایت نمی‌شود. عاشورا نیز نمونه‌های روشنی از چنین تحول‌هایی در خود دارد. یکی از شناخته‌شده‌ترین آنها زهیر بن قین است. در منابع تاریخی آمده است که او در آغاز تمایلی به ملاقات با امام حسین علیه‌السلام نداشت و می‌کوشید در طول مسیر، محل توقفش با کاروان امام هم‌زمان نشود. با این حال، در یکی از منزلگاه‌ها، دو کاروان در نزدیکی یکدیگر فرود آمدند و فرستاده امام نزد زهیر رفت.[۴] در این میان، نقش همسر زهیر نیز درخور توجه است. او همسرش را تشویق کرد که دعوت فرزند پیامبر را بی‌پاسخ نگذارد و دست‌کم سخن امام را بشنود. همان دیدار، مسیر زندگی زهیر را تغییر داد. کسی که تا پیش از آن از رویارویی با امام پرهیز داشت، پس از ملاقات به کاروان ایشان پیوست و سرانجام در روز عاشورا در شمار یاران وفادار امام به شهادت رسید.[۵] سرگذشت زهیر یادآور این حقیقت است که انسان را نمی‌توان تنها با گذشته‌اش سنجید. گاه یک تصمیم می‌تواند مسیر زندگی را به‌کلی دگرگون کند. در مکتب امام حسین علیه‌السلام، راه بازگشت و انتخاب تا واپسین فرصت‌ها گشوده است. این استواری را در دیگر یاران امام نیز می‌توان دید. مسلم بن عوسجه و شماری دیگر از اصحاب در شب عاشورا با صراحت از تصمیم خود برای ماندن سخن گفتند. همراهی آنان هیجانی زودگذر نبود؛ انتخابی بود که با آگاهی از پیامدهای آن صورت می‌گرفت.[۶] در این میان، حضرت عباس علیه‌السلام در منظومه عاشورا از جایگاهی ممتاز و کم‌نظیر برخوردار است. آنچه شخصیت ایشان را برجسته ساخته، تنها شجاعت نیست؛ وفاداری، ادب، معرفت و فداکاری نیز از مهم‌ترین ویژگی‌هایی است که در روایت‌های مربوط به ایشان جلوه یافته است. در متون زیارتی شیعه، آرزوی همراهی با شهدای کربلا با تعبیری شناخته‌شده بیان شده است: «یَا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَکُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً»؛ ای کاش با شما بودم و به رستگاری بزرگی دست می‌یافتم.[۷] این عبارت، اگر با تأمل خوانده شود، تنها بیان شور و احساس نیست؛ پرسشی از خود نیز در دل دارد. کسی که آرزوی همراهی با شهدای کربلا را بر زبان می‌آورد، ناگزیر باید از خود بپرسد اگر در زندگی امروز نیز حقیقت با هزینه همراه شود، تا چه اندازه آماده ایستادگی بر سر باور و مسئولیت خویش است. از همین رو، زیارت عاشورا و دیگر متون زیارتی را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از عبارات آیینی دانست. این متون، افزون بر برانگیختن محبت و عاطفه، انسان را به سنجش نسبت خود با ارزش‌هایی فرامی‌خوانند که از آنها سخن می‌گوید. محبت، هنگامی که از سطح احساس فراتر می‌رود، با مسئولیت همراه می‌شود. شب عاشورا تنها مقدمه نبردی در روز دهم محرم نیست؛ شبی است که انتخاب‌ها در آن آشکار می‌شوند. شکر در دل سختی، وفاداری در آستانه مرگ، استواری پیوندهای خانوادگی در میانه بحران و آزادی انتخاب در حساس‌ترین شرایط، همگی در کنار یکدیگر جلوه می‌کنند. یکی از عوامل ماندگاری عاشورا همین پیوند میان ایمان، انتخاب، وفاداری و مسئولیت است. عاشورا تنها روایتی برای سوگواری بر گذشته نیست؛ رویدادی است که هر نسل را با پرسش‌هایی درباره زندگی خویش روبه‌رو می‌کند: در روزهای دشوار تا چه اندازه شکرگزار می‌مانیم؟ در برابر عهد و مسئولیت خود تا کجا وفاداریم؟ با انتخاب و کرامت دیگران چگونه رفتار می‌کنیم؟ و هنگامی که پای هزینه در میان باشد، تا چه اندازه بر آنچه حق می‌دانیم استوار می‌مانیم؟ عاشورا، از این منظر، حادثه‌ای محصور در گذشته نیست؛ آینه‌ای است که هر نسل می‌تواند ارزش‌ها، انتخاب‌ها و مسئولیت‌های خود را در آن بازببیند. پانوشت‌ها [۱] سید هاشم بحرانی، مدینة معاجز الأئمة الاثنی عشر ودلائل الحجج علی البشر، ج ۴، ص ۵۲. در این منبع، تعبیر «إِنَّ الْحُسَیْنَ مِصْبَاحُ الْهُدَى وَسَفِینَةُ النَّجَاةِ» در ضمن روایتی منسوب به پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده است. [۲] شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ۲، ص ۹۱. اصل سخنان امام حسین علیه‌السلام در شب عاشورا، از حمد و ثنای الهی تا اجازه رفتن به اصحاب، در این منبع نقل شده است. این بخش از سخنان امام در منابع تاریخی دیگری نیز با تفاوت‌هایی در الفاظ گزارش شده است. [۳] قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۲۵۶: «لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ…». [۴] محمد بن جریر طبری، تاریخ الرسل والملوک، حوادث سال ۶۱ هجری، گزارش ابومخنف درباره همراهی زهیر بن قین با کاروان امام حسین علیه‌السلام. در این گزارش آمده است که زهیر در آغاز می‌کوشید هم‌زمان با امام در یک منزل فرود نیاید. [۵] همان. طبری به نقل از دلهم بنت عمرو، همسر زهیر بن قین، گفت‌وگوی او با زهیر و تشویق وی به پذیرفتن دعوت امام حسین علیه‌السلام را گزارش کرده است. نیز نک: سید ابن طاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف، ص ۴۴، با اختلافاتی در نقل. [۶] شیخ مفید، الإرشاد، ج ۲، ص ۹۱ و پس از آن؛ در ادامه گزارش شب عاشورا، پاسخ خاندان و اصحاب امام حسین علیه‌السلام و تأکید آنان بر ماندن و همراهی با امام نقل شده است [۷] این مضمون با تعابیر نزدیک در منابع زیارتی و روایی آمده است؛ از جمله: ابن قولویه، کامل الزیارات، باب ۷۹، حدیث ۹، ص ۲۱۲؛ و نیز شیخ صدوق، الأمالی، در حدیث ریّان بن شبیب از امام رضا علیه‌السلام: «یا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیما
دیدگاه خوانندگان

نظر شما درباره این مطلب

در حال دریافت دیدگاه‌ها...

ارسال دیدگاه

دیدگاه پس از بررسی مدیر روی سایت نمایش داده می‌شود.

با ارسال دیدگاه، نام و متن شما برای بررسی مدیر ذخیره می‌شود. حریم خصوصی

بازگشت به مقالات